ای داده ز لبخند تو گل میوه ی زیتون 

ای ترس نگاه تو به جان و تن صیهون


ای سرمه ی چشمان تو داروی نهانی 

با چادر گلدار شدی  حضرت خاتون


دل مرده و دل گیرم و دل تنگم و دل سرد

  دلخونم و دلخونم و دلخونم و دلخون


از بهر غمت اشک فشانم  به حدی که 

جاری شده از دیده ی من شاخه ی جیحون



آن روز که حرف تو نباشد همه زجر است 

روزی که به یاد تو سپر شد همه میمون 



دریای نگاه تو مرا غرق نموده است 

ای چشم تو لیلی ِمن و من شده مجنون


منبع : آیات غزل |نگاه تو
برچسب ها : دلخونم